close
تبلیغات در اینترنت
نظر امیرالمومنین(ع) در مورد خلفا در نهج البلاغه
عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر

تبادل لینک

باسلام
با تمامی سایت ها و وبلاگ های مذهبی تبادل لینک می کنیم



شما دوست عزیز هم می تونی از قسمت نظرات یا از قسمت تبادل لینک پائین صفحه باما تبادل لینک کنید
دوستان پس از تایید لینک از طرف ما لینک ما از سایت یا وبلاگ خود حذف نکنید

!سایت بزرگ دوکس وان!

دوکس وان: محلی مناسب برای تبلیغات شما
نویسنده:
تاریخ: شنبه 17 / 03 / 1393
بازدید: 399

نظر امیرالمومنین(ع) در مورد خلفا در نهج البلاغه

سخنان اميرالمومنين  در مورد ابو بكر و عمر و عثمان ، خلفاي غاصب حق اميرالمومنين  حيدر كرار .

نهج البلاغه  خطبه 2 :  بذر نافرماني  و انحراف پاشيدند  و اب فريب پاي آن ريختند  و بد بختي و سقوط درو كردند .

نظر امیرالمومنین(ع) در مورد خلفا در نهج البلاغه 

سخنان اميرالمومنين  در مورد ابوبكر و عمر و عثمان ، خلفاي غاصب حق اميرالمومنين  حيدر كرار .

نهج البلاغه  خطبه 2 :  بذر نافرماني  و انحراف پاشيدند  و اب فريب پاي آن ريختند  و بد بختي و سقوط درو كردند .

 

نهج البلاغه خطبه 150 :  وقتي كه خداوند متعال پيامبر صلي الله عليه واله  را از دنيا   برد  ، گروهي به دوران جاهليت بازگشتند . راه هاي باطل  ، انها را هلاك كرد و بر اراء نادست تكيه  كردند  و به بيگانگان  پيوستند  و از سبب و  و وسيله اي ( اهل بيت پيامبر ) كه مامور به  مودت و دوستي با ان بودند  جداشدند . ساختمان دين  را از اساسش و بنيادش انتقال دادند  و ان را در غير جاي خود  بنا كردند . انان معادن هر خطايي هستند  و هر كسي در وادي گمراهي قدم گذاشت  از درهاي انها وارد شد . غوطه ور در درياي حيرت  و غرق در جهالت و گمراهي بودند .  روش فرعونيان  را پيش گرفتند  و از اخرت  دل بريدند و به دنيا دل بستند  و پيوند خود را  با دين   بريده  از ان  جدا شدند ...

 

سخن اميرالمومنين(ع) علیه السلام در مورد عثمان

سخن اميرالمومنين(ع)علیه السلام  در مورد  عثمان :

( خطبه نوراني شقشقيه نهج البلاغه ) خطبه 3 :

عمر امر حكومت را به شورايي  سپرد  كه به گمانش من هم ( با اين منزلت خدايي )يكي از انانم . خداوندا چه شورايي !! من در چه زمان  در برابر اولين  انها در برتري و شايستگي مورد شك  بودم  كه امروز همپايه اين شورا  قرار گيرم ؟ولي (به خاطر احقاق حق ) در فراز و نشيب  شورا  با انها  هماهنگ شدم  . در انجا يكي به خاطر كينه اش به من راي نداد  و ديگري براي  بيعت ،  به دامادش تمايل كرد .

تا اينكه سومي  به حكومت رسيد كه برنامه اي جز انباشتن شكم و تخليه  آن نداشت  و دودمان  پدري او ( بني اميه ) به همراهي او برخواستند  و مثل شتري  كه گياه  تازه  بهار را با ولع  مي خورد  به غارت بيت المال  دست زدند و اعمالش كار او را تمام ساخت و  شكمبارگي سرنگونش ساخت . 

 


نظر امیرالمومنین(ع) در مورد عمر

سخن اميرالمومنين(ع) علیه السلام  در مود عمر :

( خطبه نوراني شقشقيه نهج البلاغه ) خطبه 3 :

 نوبت  اولي سپري شد و خلافت را  پس از خود  به پسر خطاب واگذارد  . شگفتا  اولي با اينكه  در زمان حياتش ميخواست  حكومت را  واگذار كند  ولي براي بعد از خود  عقد خلافت را  به ديگري ( عمر ) بست . اين دو ( ابوبكر و عمر )  چه سخت هر كدام  به يكي از دو پستان  حكومت  چسبيده اند  و حكومت را به فضايي خشن  كشانيدند . حكومت بعد از ابوبكر به كسي رسيد كه كلامش درشت  و تند  و همراهي با او دشوار ، لغزش هايش فراوان  و معذرت خواهيش زياد بود . بودن با حكومت او كسي را ميماند كه بر شتر چموش سوار است  كه اگر مهارش  را بكشي بيني اش زخم شود  و اگر راهايش كني خود وراكب را به هلاكت اندازد . به خدا قسم امت در زمان او  دچار اشتباه و نا ارامي و تلون مزاج و انحراف از راه خدا شدند . ان مدت طولاني را هم  صبر كردم  و بار سنگين  هر بلايي را  به دوش كشيدم تا زمان او هم سپري شد .

 


نظر امیرالمومنین (ع) در مورد ابوبکر

اميرالمومنين (ع) عليه السلام  در خطبه سوم نهج البلاغه معروف به خطبه شقشقيه در مورد هر سه نفر ( ابو بكر و عمر  وعثمان ) سخناني  بسيار قابل تامل فرموده.

در مورد ابو بكر .

مولانا اميرالمومنين صلوات الله و سلامه عليه  در خطبه 3 نهج البلاغه ميفرمايد :   :

به خدا قسم  ابن ابي قحافه ( لقب ابو بكر در زمان جاهليت )جامه خلافت را پوشيد  .{{ قبل از اينكه  ادامه سخن اميرالمومنين رو بگم  يه نكته جالب از همين كلمه "" ابن ابي قحافه ""  بگم . خداوند متعال  در سوره   الحجرات ايه  11  ميفرمايد :  لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ 

با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد . خداوند در اينجا ميفرمايد  القاب دوران جاهليت افراد رو بعد از ايمان اوردن اونها بر اونها نگذاريد . خب اميرالمومنين صلوات اله عليه  خليفه اول رو با همون لقب دوران جاهليتش خطاب كرد . كمترين نتيجه اين  لقب اينه كه ابو بكر ( ابن ابي قحافه )‌ ايمان نداشت .}}}

از خلافت  چشم پوشيدم  و عميقا  انديشه كردم  كه با دست بريده  و بدون ياور بجنگم  و حق خود را بگيرم   يا ان عرصه گاه  كور را تحمل كنم . فضايي كه پيران را  فرسوده ، كم سالان را پير ميكند و مومن  دچار مشقت ميشود  تا اينكه بميرد . ديدم  كه صبر در اين امر عاقلانه تر است  پس صبر كردم  در حالي كه  گويي در چشمانم  خار بود و  در گلويم  استخوان . ( كنايه از شدت وخامت اوضاع ) مي ديم كه ميراثم به غارت ميرود .  

خودتان قضاوت کنید حق با کیست؟.....

منبع:وبلاگ خشت اول-dinvaimaan.blogfa.com

 


برچسب ها : ,,,,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی